به یاد امام موسا صدر رهبر فقید من و شیعیان لبنان
امام صدر را من ندیدم. یعنی نگذاشتند که ببینم. و دیده نشدن درد خردی است در برابر عظمت شناخته نشدن. و امام صدر این هر دو را یکجا دارد.
"وصیت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست دارم. به معشوقم، به امام موسی صدر، کسی که او را مظهر علی می دانم، او را وارث حسین می خوانم. کسی که رمز طایفه شیعه و افتخار آن و نماینده 1400سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالاخره شهادت است. آری به امام موسی وصیت میکنم...."
توصیف این چنینی سخن دکتر چمران است. مردی که گزافه گویی نمی کند. کسی که به گفته ی خودش آدم سادهای نیست، بزرگترین مقامات علمی را گذرانده، سردی و گرمی روزگار را چشیده، از زیباترین و شدیدترین عشقها برخوردار شده، از درخت لذت زندگی میوه چیده، ازهرچه زیبا و دوست داشتنی است برخوردار شده و در اوج کمال و دارایی، همه چیز را رها کرده و به خاطر هدفی مقدس، زندگی دردآلود و اشک بار و شهادت را قبول کرده است.
"به تو تهمت های دروغ میزنند و مردم جاهل را بر تو میشورانند و تو ای امام، لحظه ای از حق منحرف نمیشوی و عمل به مثل انجام نمیدهی و همچون کوه در مقابل طوفان حوادث، آرام و مطمئن به سوی حقیقت و کمال قدم بر میداری. از این نظر تو نماینده علی و وارث حسینی ... و من افتخار میکنم که در رکابت مبارزه میکنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم..."
این است امام صدر که من ندیدمش...

